تبليغاتX
نظرات قضايي دادگستريهاي غرب استان گلستان
 اگر پرونده ای در صلاحیت شورای روستایی نباشد دادگاه صالح است یا شورای حل اختلاف شهر؟

سوال ۴۳

اگر پرونده ای به خواسته مطالبه وجه به مبلغ بیست و پنج میلیون ریال در شورای حل اختلاف روستایی که خارج از صلاحیت شورای مذکور می باشد مطرح گردد در صورت صدور قرار عدم صلاحیت شورای حل اختلاف
می بایست پرونده برای رسیدگی مجدد در شورای حل اختلاف شهری مطرح گردد و یا در دادگستری محل ؟

نظر اکثریت  :

باید در دادگستری محل صلاحیت پرونده مطرح و رسیدگی گردد و قانون در این خصوص ساکت است و چون اصل بر صلاحیت محاکم دادگستری در رسیدگی به پرونده های حقوقی بوده و استثنائاً برخی از پرونده های حقوقی صلاحیت به رسیدگی آن به شورای حل اختلاف محول شده است و در استثناء نیز باید قدر متیقن تفسیر نمود و در موارد ابهام می بایست به اصل مراجعه کرد و اظهارنظر نمود که در صلاحیت محاکم دادگستری می باشد ضمناً یکی از همکاران محترم قضایی از مشاوره تلفنی قضات تهران سوأل مذکور را داشتند که نظر مذکور را تأیید نموده است .

نظر اقلیت  :

باید در شورای حل اختلاف شهری مطرح و رسیدگی ادامه یابد چون قانون شورای حل اختلاف رسیدگی به دعاوی مالی تا پنجاه میلیون ریال را در صلاحیت شورای حل اختلاف قرار داده است .

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 اگر در جریان رسیدگی ملک موضوع دعوی در ید شخص ثالث قرار گیرد تصمیم دادگاه چه خواهد بود؟

سوال ۴۲

آیا در پرونده حقوقی به خواسته خلع ید یا الزام به تنظیم سند رسمی در جریان رسیدگی ، ملک موضوع دعوی در ید شخص ثالث غیر از خوانده قرار گیرد و تا سند به نام شخص دیگری غیر از خوانده گردد ، تکلیف دادگاه چه بوده و چه تصمیم باید اتخاذ کند ؟

نظر اکثریت :

در فرض سوأل رسیدگی ادامه پیدا کرده و حکم مقتضی صادر می گردد چون دعاوی خلع ید قائم به ملک است و نه شخص پس کافی است که احراز گردد ابتدائاً ملک در ید چه کسی بوده و اگر دادخواست علیه همان شخص مطرح گردد پرونده به جریان افتاده و رسیدگی ادامه می یابد و در خصوص انتقال سند چون بر اساس ماده 22 قانون ثبت دولت کسی را مالک می شناسد که سند به نام وی باشد پس باید به طرفیت همان شخص که سند به نامش می باشد طرح دعوی گردد و اگر در حین رسیدگی به نام دیگری منتقل گردد چون دعوای الزام به انتقال سند رسمی قائم به شخص است و نه قائم به ملک پس در این صورت دادگاه نمی تواند شخص خوانده را محکوم به انتقال سند رسمی نماید چون سند به نام وی نمی باشد و دولت وی را مالک نمی شناسد و دعوای خواهان رد می گردد و در خصوص دعوای خلع ید نظریه مشورتی وجود دارد که استدلال مذکور را می پذیرد .

نظر اقلیت :

در هر دو دعوا یعنی خلع ید و الزام به انتقال سند رسمی می بایست قرار رد دعوی صادر گردد چون در صورتی که رأی به نفع خواهان صادر گردد قابلیت اجراء ندارد و محکوم علیه توانایی خلع ید از ملک و انتقال سند رسمی که ملک در اختیار وی نبوده و سند نیز به نام وی نمی باشد را ندارد و در فرض سوأل با انتقال ید و مالکیت موضوع در خصوص این خوانده سالبه به انتفاع موضوع بوده و در صورت صدور حکم در هر دو صورت قابلیت اجراء ندارد ضمناً اگر حکم به ضرر خوانده صادر گردد چون مشارالیه توانایی اجرای حکم را ندارد می بایست برابر قانون هزینه های اجراء را پرداخت نماید و این خلاف انصاف و عدالت می باشد .

نظرات ابرازی دیگر :

1- یک نظر : در هر صورت دادگاه رأی به محکومیت صادر می کند و شخص ثالث باید دادخواست شخص ثالث یا اعتراض ثالث بدهد چون خوانده اقدام علیه خود کرده است هر چند در مرحله اجراء رأی قابلیت اجراء نداشته باشد .

2- نظر دیگر که بدون استدلال می باشد این است که می بایست بر اساس ماده 105 قانون آئین دادرسی در امور مدنی قرار توقیف دادرسی صادر گردد .

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 آیا با استناد به بند دوم ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین حبس متهم ج
سوال ۴۱

آیا وقتی بر اساس بند دوم ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین ، قاضی با استفاده از اختیار قانونی متهم را برای جرم نزاع دسته جمعی به حبس محکوم نموده است می تواند همزمان با اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی حبس متهم را به جزای نقدی بیشتر از سه میلیون ریال یا کمتر از هفت هزار و یک تومان تبدیل کند یا نه ؟      

نظر اکثریت :

دادگاه یا باید حبس دهد یا جزای نقدی و نمی تواند بیشتر از سه میلیون ریال جزای نقدی برای متهم در نظر بگیرد چون نظر اولیه قاضی محکومیت متهم به پرداخت جزای نقدی می باشد ولی نمی تواند با اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی کمتر از هفت هزار و یک تومان جزای نقدی بدهد چون فلسفه وضع ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین اعمال تخفیف برای متهم بوده است و اعمال جزای نقدی بدل از حبس بیشتر از سه میلیون ریال با فلسفه وضع قانون منافات دارد .

نظر اقلیت :

دادگاه می تواند از اختیار قانونی خود استفاده نموده و به جزای نقدی بدل از حبس بیشتر از سه میلیون ریال حکم بدهد و در اینجا از اختیار ماده 22 قانون مجازات اسلامی استفاده نموده است و در فرض سوأل برای قاضی صادر کننده رأی دو اختیار وجود دارد یکی اعمال ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین و دیگری اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی و ماده 3 قانون مذکور در همه موارد تخفیف نبوده چون جرائمی که حداقل مجازات آن کمتر از 91 روز حبس بوده را به 91 روز حبس تبدیل کرده است و قاضی نمی تواند در صورتی که نظرش صدور حکم مجازات به حبس متهم باشد کمتر از 91 روز حبس در نظر بگیرد و این نوعی تشدید مجازات می باشد .

 

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 هزینه اعتراض به قرار صادره از دادسرا و واخواهی و اعاده دادرسی
سوال ۴۰-

الف _ با توجه به اینکه هزینه شکایت کیفری پنجاه هزار ریال اعلام شده است میزان تمبر اعتراض به قرار صادره از دادسرا چقدر خواهد بود ؟    

ب_ آیا رسیدگی به واخواهی و اعاده دادرسی در امور کیفری مستلزم ابطال هزینه دادرسی می باشد یا خیر و اگر نیاز باشد میزان آن چقدر است ؟       

نظر اتفاقی  :

الف )  بر اساس بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین رسیدگی به اعتراض به قرارهای صادر از سوی دادسرا نیازی به پرداخت هزینه و ابطال تمبر نمی باشد چون بر اساس بند مذکور هزینه تجدیدنظر از قرارها در دادگاه و دیوان عالی کشور یک هزار ریال اعلام شده است و اعتراض با تجدیدنظر متفاوت بوده و تجدیدنظر مربوط به آراء صادره از سوی دادگاهها می باشد و اعتراض مربوط به قرارهای دادسرا
می باشد .

ب)  در خصوص رسیدگی به واخواهی در پرونده کیفری چون صراحتی در ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین وجود ندارد هزینه نیز پرداخت نمی گردد چون اصل این می باشد که هر هزینه ای که دولت اخذ می کند باید مجوز قانونی وجود داشته باشد و نظریه مشورتی که در این خصوص به شماره 5041/7 – 18/8/1374 وجود دارد و در خصوص اعاده دادرسی نیز بر اساس استدلال مذکور هزینه دادرسی پرداخت نخواهد شد جزء در خصوص اعاده دادرسی از طریق اعمال ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381 که بر اساس قانون برنامه و بودجه مصوب 1388 دویست هزار ریال هزینه دادرسی مشخص و اعلام شده است .   

 

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 میزان هزینه دادرسی دعاوی طاری
سوال ۳۹-

میزان هزینه دادرسی دعاوی طاری (ورود ثالث _ جلب ثالث و دعوای تقابل) آیا تابع دعوای اصلی می باشد یا به اختیار خواهان پرونده دعاوی طاری ؟     

نظر اکثریت :

بر اساس ماده 61 قانون آیین دادرسی مدنی بهای خواسته از نظر هزینه دادرسی و بهای تجدیدنظرخواهی همان مبلغی است که در دادخواست قید می گردد و هر دعوا مستقل است و نظر خواهان ملاک عمل خواهد بود و تابع دعوای اصلی می باشد و بر اساس آن مذکور که اصل می باشد در موارد شک می بایست به اصول مراجعه نمود . مقنن در قانون شورای حل اختلاف مصوب 1387 بیان نموده است چنانچه دعوای طاری در صلاحیت شورای حل اختلاف نباشد ولی در صورتی که دعوای اصلی در صلاحیت شورای حل اختلاف باشد رسیدگی به هر دو دعوا در دادگاه صورت می گیرد این موضوع نشان می دهد که خواهان در هر دعوایی می تواند خواسته را مستقل تقویم نماید اگر غیر از این بود دعوای طاری به هر میزان تقویم می شد بایستی لزوماً در شورا رسیدگی شود این در حالی است که مقنن در قانون شورا خلاف این موضوع را مورد تأیید و تأکید فراوان قرار داده است .

نظر اقلیت  :

دعاوی طاری را می بایست تفکیک نمود و در دعوای جلب ثالث میزان بهای خواسته تابع دعوای اصلی می باشد و در دعاوی دیگر طاری تابع دعوای اصلی نمی باشد چون دعوای جلب ثالث همان دعوای اصلی است و فقط طرف دعوی اضافه می گردد .

نظر ابرازی :

در دعوای جلب ثالث باید به همان مقداری که باید مجلوب ثالث جلب گردد خواسته تقویم گردد ولی در ما بقی دعاوی طاری می بایست بر اساس دادخواست اصلی تقویم گردد ( استادان حقوق به نامهای دکتر شمس و دکتر مهاجر این نظر را پذیرفته اند ) .

 

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 آیا صدور قرار تعلیق تعقیب در دادسرا منوط به تفهیم اتهام می باشد ؟
سوال ۳۸-

آیا برای صدور قرار تعلیق تعقیب در دادسرا می بایست نسبت به متهم تفهیم اتهام صورت گرفته و بعد از صدور قرار تأمین کیفری و صدور قرار قبولی کفالت یا وثیقه و اخذ آخرین دفاع از متهم و صدور قرار مجرمیت قرار تعلیق تعقیب صادر گردد ؟    

نظر اکثریت :

نیاز به صدور قرار مجرمیت نمی باشد ولی باید تفهیم اتهام  انجام گرفته و قرار تأمین صادر گردد چون یکی از شرایط صدور قرار تعلیق تعقیب اقرار متهم است که باید بعد از انجام تفهیم اتهام باشد و اگر خود دادستان تفهیم اتهام نماید نیاز به صدور تأمین کیفری نمی باشد ولی اگر دیگر قضات دادسرا تفهیم اتهام نماید می بایست قرار تأمین کیفری صادر نماید چون تا پرونده نزد دادستان برود در خصوص متهم بازداشت شده می بایست تعیین تکلیف گردد .

نظر اقلیت :

نیازی به تکمیل پرونده و صدور قرار مجرمیت نمی باشد اگر اقرار متهم برای قاضی احراز گردد به هر طریقی می توان قرار تعلیق تعلیق تعقیب صادر نمود و این از کلمه ((تا)) موجود در ماده 22 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری برداشت می گردد و اختیار صدور قرار تعلیق تعقیب با دادستان است و هر وقت می تواند این قرار را صادر نماید قبل یا بعد از انجام تفهیم اتهام و در صورتی که هنوز شرایط صدور قرار تعلیق تعقیب مهیا نباشد می بایست تفهیم اتهام انجام گیرد تا شرایط احراز گردد و این نظر با اصل تفسیر قوانین جزایی به نفع متهم سازگار می باشد .

نظر ابرازی دیگر:

بعد از تکمیل پرونده می بایست قرار تعلیق تعقیب صادر گردد یعنی بعد از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست (بدون استدلال) .

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 ارسال لایحه بعد از ختم رسیدگی موجب حضوری شدن رای خواهد بود؟
سوال ۳۷

اگر بعد از اعلام ختم رسیدگی از سوی خوانده لایحه دفاعیه به دادگاه تقدیم گردد و خوانده در هیچ یک از جلسات رسیدگی حاضر نشده بود و لایحه ای ارسال ننموده و ابلاغ هم به صورت واقعی صورت نگرفته است ، رأی صادره غیابی می باشد و یا حضوری ؟   

نظر اکثریت :

رأی صادره غیابی است چون قانون در ماده 303 قانون آئین دادرسی مدنی می گوید در هیچ یک از جلسات شرکت نکرده باشد و لایحه ای نفرستاده باشد و این جمله لایحه ای نفرستاده باشد چون بعد از جمله در هیچ یک از جلسات نفرستاده باشد منصرف از این است که در لایحه ای که برای جلسه رسیدگی فرستاده باشد و چون بعد از اعلام ختم رسیدگی ارسال شده است رأی غیابی است مگر اینکه لایحه ای که برای جلسه رسیدگی خوانده ارسال نموده ، به علتی که خوانده مقصر آن نباشد  مثلاً دفتر اشتباهاً لایحه را ضم پرونده نکرده باشد چون این لایحه برای جلسه ارسال شده بود هر چند بعد از ختم رسیدگی ضم پرونده شده رأی حضوری می باشد و این گروه معتقدند که یک هفته مهلت بعد از ختم رسیدگی برای صدور رأی می باشد و نه انجام اقدام قضایی دیگر .

نظر اقلیت :

رأی حضوری است چون در ماده 303 قانون آئین دادرسی مدنی می گوید به طور کتبی دفاع نموده باشد و قیدی در قانون نیامده است که این قید مربوط به قبل از ختم رسیدگی یا بعد از آن باشد چون دفاع کتبی نموده است باید به لایحه توجه کرد و رأی صادره نیز حضوری می باشد و در مواردی که بر اساس لایحه نیاز به رسیدگی بیشتر باشد می شود از دستور ختم رسیدگی عدول کرد چون اصل بر حضوری بودن آراء می باشد و در موارد شک باید به اصل مراجعه کرد ضمن اینکه ختم رسیدگی در یک پرونده موجب جاری شدن قاعده فراغ دادرس این صدور رأی است که موجب می شود قاعده فراغ دادرس حاکمیت پیدا کند بنابراین تا وقتی که رأی صادر شود توجه به لوایح طرفین جزو وظایف دادرس است و اگر ختم رسیدگی اعلام شود چون اعلام ختم رسیدگی یک دستور قضایی است دادگاه با ملاحظه لایحه می تواند از ختم رسیدگی عدول نماید فلذا اگر بعد از ختم رسیدگی و قبل از صدور رأی خوانده لایحه دفاعیه ارسال نماید دادگاه به آن توجه می کند رأی صادره هم حضوری است .

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 هزینه واخواهی و تجدید نظر خواهی از آرا شورای حل اختلاف
  سوال ۳۶ -

در قانون جدید شورای حل اختلاف میزان هزینه دادرسی در دعاوی حقوقی سی هزار ریال و در دعاوی کیفری پنج هزار ریال می باشد آیا این مبالغ ذکر شده مربوط به مرحله بدوی پرونده می باشد و یا اینکه در مرحله واخواهی و تجدیدنظرخواهی پرونده های شورای حل اختلاف نیز مبالغ مذکور می بایست پرداخت گردد ؟

نظر اکثریت :

فقط سه هزار تومان در پرونده های حقوقی و پانصد تومان در پرونده کیفری برای هر دو مرحله بدوی و واخواهی اخذ می گردد چون واخواهی در واقع ادامه رسیدگی مرحله بدوی است و رسیدگی در مرحله تجدیدنظرخواهی در پرونده های شورای حل اختلاف مجانی است چون برای اخذ هر هزینه از سوی دولت می بایست قانون صراحتاً به این امر تصریح داشته باشد چون صراحت و نصی در این خصوص وجود ندارد اخذ هزینه تجدیدنظرخواهی نمی باشد .

نظر اقلیت :

این گروه معتقدند که سه هزار تومان برای مرحله واخواهی پرونده های حقوقی در شورا و پانصد تومان برای مرحله بدوی و پانصد تومان دیگر برای مرحله واخواهی پرونده کیفری در شورا اخذ می گردد و در مرحله تجدیدنظرخواهی چون قانون تصریحی ندارد و اصل بر مجانی بودن می باشد وجهی اخذ نمی گردد و برای اخذ هر هزینه از سوی دولت می بایست صراخت قانونی وجود داشته باشد .

 

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
  درخواست دستور موقت و وظیفه شورای حل اختلاف
۳۵- اگر اصل دعوا در شورای حل اختلاف مطرح باشد و خوانده تقاضای صدور دستور موقت داشته باشد کدام مرجع صالح به رسیدگی می باشد ؟

نظر اکثریت :

اگر اصل دعوا در شورای حل اختلاف مطرح باشد درخواست دستور موقت هم باید در همان شورا مطرح گردد و اما درخواست دستور موقت قبل از تقدیم دادخواست مطرح گردد با توجه به وحدت ملاک از مواد 318 و 325 قانون آئین دادرسی مدنی دستور موقت که یک دعوی غیرمالی است در صلاحیت دادگاه می باشد و می بایست آن را به دادگاه تقدیم نماید و در فرض سوأل چون قانون شورای حل اختلاف تابع قانون آئین دادرسی مدنی است و حسب ماده 311 قانون آئین دادرسی مدنی دستور موقت در صلاحیت مرجعی است که به اصل دعوا رسیدگی می کند فلذا دستور موقت در صلاحیت شورای حل اختلاف می باشد .

نظر اقلیت  :

این گروه معتقدند اساساً دستور موقت در صلاحیت دادگاه می باشد چون در قانون شورای حل اختلاف آن را در صلاحیت شورا نیاورده است و قانون گذار حکیم می باشد و نظر به اینکه دادرسی فوری در آئین دادرسی مدنی ذکر شده است به جهت اهمیت و فوریت آن به عمد آن را در قانون شورای حل اختلاف ذکر نکرده است و در هر صورت یعنی چه اصل دعوی در شورای حل اختلاف مطرح باشد و یا قبل از تقدیم دادخواست اصلی در شورا تقاضای صدور دستور موقت گردد صلاحیت رسیدگی به آن با دادگاه می باشد و نه شورا .

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389  |
 آیا دادستان میتواند در دادگاه برخلاف کیفرخواست صادره اظهار نظر نماید؟

سوال 34

چنانچه دادستان به كيفر خواست صادره از سوي جانشين خود (که در غیاب وی صادر گردیده) اعتقادي نداشته باشد آيا مي تواند در جلسه دادگاه خلاف كيفرخواست اظهارنظر نمايد ؟

جوابباتفاق آرا :

چنانچه كيفرخواست اشتباه باشد آن اشتباه و موارد اشتباه را اعلام كند و تقاضاي برائت نمايد بعنوان مثال دادستان عقيده داشته باشد موضوع جرم نبوده است و اين عقيده مطابق با قاعده تفسير بنفع متهم مي باشد .

|+| نوشته شده توسط دوستعلی تیموری در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387  |
 33- مسوليت كارفرما در زمان مرخصي چگونه است؟

سوال 33

الف نزد شركتي به عنوان كارگر مشغول كار بوده و در اثر حادثه ناشي از كار فوت مي نمايد ب مدير عامل شركت هنگام حادثه براي شخص الــف در مرخصــي بسر مي برد و عليه شخص ب كه مديرعامـــل شركت مي باشد اعلام جرم مي شود آيا شخص ب مسئوليتي در قبال شخص الف دارد يا خير ؟ در صورتي كه شخص ب به جهت در مرخصي بودن هنگام حادثه مسئوليتي متوجه اش نباشد چه كسي مسئول است ؟

جوابباتفاق آرا

با توجه به اينكه طبق قانون مدير عامل پاسخگو و مسئول كليه تعهدات شركت است و مسئوليت جزائي را نيز شامل ميشود  چون نماينده شركت است با توجه به ماده 3 قانون كار در مواردي كه حضور مديرعامل ضرورت داشته باشد مسئوليت كيفري دارد تقصر بايد مستند به عمل و يا فعل يا ترك فعل مديرعامل باشد 0 ( مواد 1 و 3 و 171 قانون كار )


|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387  |
 32- اتهام حمل و نگهداري و خريد مواد مخدر جرايم متعدد محسوب ميشوند يا خير ؟

سوال 32

شخصي به اتهام حمل و نگهداري و خريد سه گرم مواد مخدر ترياك و اعتياد يا استعمال تحت تعقيب قرار مي گيرد و در مقام دفاع ادعا ميكند كه براي استعمال و يا بواسطه اعتياد مصرف شخصي او مي باشد آيا بايد از باب تعدد جرم همه عناوين مجرمانه به او تفهيم شود يا از باب تشديد مجازات بايد اعتياد يا استعمال را به تفهيم نمود وظيفه دادسرا در اين باره چيست ؟

جواب 

با توجه به اينكه در فرض سوال بين استعمال و اعتياد و حمل مواد ارتباطي وجود ندارد و موضوعات جداگانه مي باشد كه عنصر مادي آنها متفاوت است بايد با توجه به ماده 47 قانون مجازات اسلامي كل اتهام انتسابي را به دو موضوع استعمال و اعتياد و حمل محدود و  مجازات جداگانه در نظر گرفت قابل ذكر است خريد مقدمه حمل و نگهداري است و تحت عنوان حمل و نگهداري تفهيم اتهام مي شود .


|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387  |
 31- آيا براي اجراي قرار كارشناسي تعيين وقت مقرر ودعوت از طرفين ضروري است؟

سوال 31

آيا براي اجراي قرار كارشناسي تعيين وقت رسدگي مقرر و دعوت از طرفين ضرورت دارد يا خير ؟

جواب  با تفاق آرا  

با توجه به موادناظر به قرار كارشناسي و ارجاع امر به كارشناسي ضرورتي به تعيين وقت دادرسي ندارد مگر اينكه كارشناس خود تقاضاي تعيين وقت نموده و مكان يابي نياز به حضور طرفين باشد كه در اين صوذت عليرغم قرار معاينه محل و تحقيق محلي قرار كارشناسي توأم با آن ضرورت دارد.

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387  |
 30- ابلاغ واقعي رای غیابی و واخواهي ؟

 سؤال 30:

در پرونده كيفري رأي غيابي ابلاغ واقعي شد و محكومٌ عليه در موعد مقرر واخواهي و تجديدنظرخواهي ننمود دادگاه صادركننده حكم بدوي دستور اجراي حكم صادر نمود و در حين اجراء ، محكومٌ عليه واخواهي كرد . آيا اجراي احكام در اين مورد موظف به اجراي حكم مي باشد يا بايد پرونده را براي واخواهي به دادگاه بدوي ارسال كند ؟ 

 

 پاسخ به اتفاق آراء :

مستنداً به مادة 306 قانون آئين دادرسي مدني محاكم عمومي و انقلاب و مواد 217 و 283 قانون آئين دادرسي كيفري به صرف واخواهي اجراي حكم متوقف نخواهد شد . اعم از اينكه حكم حقوقي باشد يا كيفري . بلكه اجراي احكام مكلف است نسبت به ادامه عمليات اجرايي و اجراي حكم اقدام نموده و در پرونده هاي كيفري ، اجراي احكام كيفري مراتب اعتراض را به دادگاه صادر كننده دادنامه اطلاع خواهد داد و در پرونده هاي حقوقي ، اجراي احكام مدني معترض را جهت واخواهي ارشاد مي نمايد . توقف اجراي حكم بايد از سوي دادگاه باشد و اجراي احكام خودسرانه نمي تواند اجراي حكم را متوقف سازد .

|+| نوشته شده توسط دوستعلی تیموری در پنجشنبه سوم بهمن 1387  |
 29- آيا خوانده ميتواند طبق نظر كارشناس مال مشاعي را خريداري نمايد؟

سؤال 29:

در زمان صدور حكم به فروش ماترك بلحاظ غير قابل افراز و تقسيم بودن در مرحلة اوّل و دوّم مزايده خريداري پيدا نشده ، آيا احد از خواندگان مي تواند بگـويد كه من طبـق نظريه كارشناس سهم خواهان را مي پردازم و به اين طريق او مالـك سهم خواهان شده و حكم اجرا شده تلقي  مي شود يا خير  ؟

 

پاسخ به اتفاق آراء :

هر يك از خواندگان مي تواند سهم خواهان را خريداري نموده و در اين صورت مالك مشاعي سهم خواهان خواهد شد و حكم به اين صورت پس از پرداخت هزينه اجرايي ، اجراء شده تلقي مي شود . 

 

|+| نوشته شده توسط دوستعلی تیموری در پنجشنبه سوم بهمن 1387  |
 28-آيا دادستان ميتواند برخلاف نظر جانشين خود در جلسه دادگاه اظهار نظر نمايد؟

سوال 28

 چنانچه دادستان به كيفر خواست صادره از سوي جانشين خود ( كه در غياب وي صادر گرديده ) اعتقادي نداشته باشد آيا مي تواند در جلسه دادگاه خلاف كيفرخواست اظهارنظر نمايد ؟

جواب

اتفاق نظر : چنانچه كيفرخواست اشتباه باشد آن اشتباه و موارد اشتباه را اعلام كند و تقاضاي برائت نمايد بعنوان مثال دادستان عقيده داشته باشد موضوع جرم نبوده است و اين عقيده مطابق با قاعده تفسير بنفع متهم مي باشد .

|+| نوشته شده توسط دوستعلی تیموری در جمعه ششم دی 1387  |
 27-آيا وکالتنامه وکیل بايد بعنوان ضمايم دادخواست براي خوانده ارسال شود؟

 

سؤال 27:

آيا اصل قرارداد وكالت ( وكالتنامه وكيل ) بايد در پرونده به ضميمه دادخواست همانند ساير پيوست ها به تعداد خواندگان بعلاوه يك نسخه باشد ؟ و فتوكپي مصدّق آن كافي نيست ؟ 

◄◄ پاسخ :

نظر اكثريـّت : به موجب نظريه مشورتي اداره حقوقي به شماره 6201/7 مورخ 18/3/1381 و به استناد مادة 32 قانون وكالت ، وكلا بايد عين نسخه اوّل وكالتنامه تنظيمي را به دفتر دادگاه تسليم دارند و به استناد مواد 57 و 59 و 60 قانون آئين دادرسي مدني محاكم عمومي و انفلاب بايد به تعداد خواندگان به علاوه يك نسخه باشد . البتـّه اگر وكيل در پرونده هاي مختلف وكالت خواهان را عهده دار باشد ارائه اصل وكالتنامه در يك پرونده كافي بوده و در ساير پرونده ها مي تواند فتوكپي مصدق آن را تقديم نمايد .

نظر اقليّت : معمولاً برگهاي ضميمـة دادخواسـت كه مربوط به ماهيـّت دعوا است بايد چند نسخه (به تعداد خواندگان به علاوه يك نسخه) باشد امّا اسنادي چون وكالتنامه و دليل سمت در يك نسخه كافي است چرا كه سمت بايد براي دادگاه احراز گردد پس يك نسخه براي اين منظور كافي است . 

 

 

|+| نوشته شده توسط دوستعلی تیموری در جمعه ششم دی 1387  |
 تصرف عدواني در ملكي كه ماترك بوده توسط احد از ورثه.
سؤال 26

سؤال   : آيا بزه تصرف عدواني در ملكي كه ماترك بوده و توسط احد از ورثه چندين سال تصرف شده و از دادن سهام وراث ديگر خودداري مي كند قبل از تقسيم ملك و ماترك قابل تصوّر  است ؟

 نظر اكثريـّت : همانطـوريكه نظـريه مشورتي به شماره 7599/7 مورخ 26/10/1372 اشعار    مي دارد با توجّه به رأي وحدت رويه شمارة 10 هيئت عمومي ديوان عالي كشورمورخ 21/7/1355 در مورد تخريـب كه اقدامات متهم را چنانچه به قصد اضرار و يا جلب منافع غير مجاز با سوء نيت باشد قابل تعقيب و مجازات مي داند هر چند مالكيت به نحو اشاعه باشد لذا تصور بزه و عناوين مجرمانه در اموال (ماترك) غير منقول مشاعي قابل تصوّر است چراكه شريك نبايد اعمالي انجام دهد كه حقوق شركاي ديگر را محدود و تضييع نمايد و بزه موصوف درصورت امتناع ورثه از تحويل سهم الارث هرچند كه با فوت مورث مالكيت مشاعي وي و ديگر وراث محقّق شده است قابل تصور است و امتناع از تحويل سهم الارث به منزله غصب بوده و در جرم تصرف عدواني طبق نظريه مشورتي شماره 10086/7 مورخ 29/10/1380 ادارة حقوقي ، رسيدگي و اتخاذ تصميم در شكايت تصرف عدواني منوط به احراز مالكيت است در وصف فوق شاكي مالك قانوني است چرا كه مالكيت وراث به نحو اشاعه در كليه اجزاء مال الشركه مستقر است و اقدام احد از وراث به كيفيت فوق تصرف عدواني مي باشد و طبق نظريه شماره 4321/7 اداره حقوقي هم جنبه حقوقي دارد و هم جنبه كيفري .

نظراقليّت : احراز سوء نيـّت با توجّه به اينكه متصرف هم در ذره ذره مال تحت تصرف به ميزان سهم خود مالك مي باشد ممكن نمي باشد و رأي وحدت رويه نيز فقط در بزه تخريب قابل استناد است و تفسير مضيق و محدود قوانين جزايي اجازه چنين استنباطي را به ما نمي دهد كه در ساير موارد موضوع مال مشاعي عمل را جرم بدانيم جز در مورد بزه  تخريب .          

|+| نوشته شده توسط دوستعلی تیموری در یکشنبه هفدهم آذر 1387  |
 در صورت عدم شناسايي قاتل آيا امكان لوث وجود دارد يا خير ؟
سوال 25

 در صورتي كه اولياء دم مقتول شناسايي نشوند و دادگاه موضوع قتل را از موارد لوث تشخيص بدهد تكليف دادگاه در خصوص اجراء قسامه چيست ؟ و آيا مي توان به لحاظ عدم شناسايي اولياء دم از فرد مظنون (متهم) درخواست سوگند نمود ؟

 اكثريت اول : با احراز لوث با توجه به ماده 266 قانون مجازات اسلامي مدعي العموم اولياء دم مقتول محسوب مي شود و چون حسب ماده 251 قسم خورندگان بايد علم به ارتكاب قتل داشته باشند و دادستان علم به قاتل بودن متهم ندارد (اگر علم داشت كيفرخواست صادر مي كرد) پس نمي تواند قسم بخورد در نتيجه تقاضاي قسم از متهم مي كند و طبق ماده 244 و تبصره آن اقدام مي شود .

 اكثريت دوم : چون حسب ماده 248 قانون مجازات اسلامي قسم خورندگان بايد از خويشان و بستگان نسبي مدعي باشند پس دادستان نمي تواند قسم ياد كند اما با توجه به اولياء دم بودن مقتول مي تواند از متهم قسم مطالبه كند .

 اقليت : با توجه به ماده 243 قانون مجازات اسلامي كه بيان مي دارد مدعي بايد از وراث فعلي مقتول باشد و حاكم يا ولي امر از وراث فعلي مقتول نمي باشد امكان قسامه وجود ندارد و شرايط اجراي قسامه محقق نيست و تحقيقات بايد ادامه يابد تا دليل كافي ديگري كشف شود يا بر برائت متهم يا چنانچه دليل كافي بر توجه اتهام به متهم يافت شد از سوي مدعي العموم تقاضاي قصاص يا ديه حسب ماده 266 قانون مجازات اسلامي مي شود .

البته در اينخصوص از واحد مشاوره تلفني قوه قضاييه نيز استعلام شد كه مي توانيد در ادامه مطلب مطالعه فرماييد

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387  |
 آيا اصل وكالتنامه باید ضمیمه دادخواست باشد یا خیر؟

سؤال -۲۴

 آيا اصل قرارداد وكالت ( وكالتنامه وكيل ) بايد در پرونده به ضميمه دادخواست همانند ساير پيوست ها به تعداد خواندگان بعلاوه يك نسخه باشد ؟ و فتوكپي مصدّق آن كافي نيست ؟ 

◄◄ پاسخ :

نظر اكثريـّت : به موجب نظريه مشورتي اداره حقوقي به شماره 6201/7 مورخ 18/3/1381 و به استناد مادة 32 قانون وكالت ، وكلا بايد عين نسخه اوّل وكالتنامه تنظيمي را به دفتر دادگاه تسليم دارند و به استناد مواد 57 و 59 و 60 قانون آئين دادرسي مدني محاكم عمومي و انفلاب بايد به تعداد خواندگان به علاوه يك نسخه باشد . البتـّه اگر وكيل در پرونده هاي مختلف وكالت خواهان را عهده دار باشد ارائه اصل وكالتنامه در يك پرونده كافي بوده و در ساير پرونده ها مي تواند فتوكپي مصدق آن را تقديم نمايد .

نظر اقليّت : معمولاً برگهاي ضميمـة دادخواسـت كه مربوط به ماهيـّت دعوا است بايد چند نسخه (به تعداد خواندگان به علاوه يك نسخه) باشد امّا اسنادي چون وكالتنامه و دليل سمت در يك نسخه كافي است چرا كه سمت بايد براي دادگاه احراز گردد پس يك نسخه براي اين منظور كافي است . 

|+| نوشته شده توسط دادگستری شهرستان بندر ترکمن در شنبه سوم آذر 1386  |
 
 
بالا